تبليغاتX
دورتر از یک دل بیمار

JavaScript Codes
بی هم نفسی.......

تا که بودیم و نبودیم کسی

کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که رفتیم همه یار شدند

خفته ایم و همه بیدار شدند

 

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 1:3
غصه

امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد

گفت و گو با دل دیوانه عجب صفایی دارد

همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت

باز این یار قدیمی چه وفایی دارد !!!!!!!.........

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 23:59
نفس بریده

اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست...!!!!!

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 16:52
محبوب ترین خواننده

دو پنجره با صدای گوگوش

باید قرن ها بگذرد تا ستاره ای مثل گوگوش پیدا شود

توي يک ديوار سنگي
دو تا پنجره اسيرن
دو تا خسته، دو تا تنها
يکيشون تو، يکيشون من

ديوار از سنگ سياهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده مهر بي صدايي
به لباي خسته ما

نميتونيم که بجنبيم
زير سنگيني ديوار
همه عشق من و تو
قصه هست، قصه ديدار

هميشه فاصله بوده
بين دستاي من و تو
با همين تلخي گذشته
شب و روزاي من و تو

راه دوري بين ما نيست
اما باز اينم زياده
تنها پيوند من و تو
دست مهربون باده

ما بايد اسير بمونيم
زنده هستيم تا اسيريم
واسه ما رهايي مرگه
تا رها بشيم ميميريم

کاشکي اين ديوار خراب شه
من و تو با هم بميريم
توي يک دنياي ديگه
دستاي همو بگيريم

شايد اونجا توي دلها
درد بيزاري نباشه
ميون پنجره هاشون
ديگه ديواري نباشه

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 16:32
نگاه

 

 

 

چه خوب بود حالا که رفتی واسه یه بارم پشت سرتو نگاه می کردی

نگاه میکردی که من تنها بی تو در حالی که به سختی تو مرداب تنهایی گیر کردم

و دستم رو به یه شاخه خشکیده توی مرداب گرفتم که به هیچ جا هم بند نیست

در حالي كه رفتن رو مي بينم و تو در حالي كه داري ميري حتي فكرشم نمي كني كه منو تو مرداب

تنهايي جا گذاشتي و رفتي

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 0:12
خیانت

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

 

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 23:50
انتظار

از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم

(آره من لیاقت تو رو نداشتم آرزوی بزرگی کردم که حالا تبدیل به رویا شد)

---------------------------

 

یه عمر دلو سوزوندی یه بار خوبی نکردی

 

خدا کنه بری و هیچ موقع  بر نگردی

 

حرفی نزن دروغات نه باورم نمی شه

 

ازعشق بچگونم پشیمونم همیشه

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 23:37
گمشده در .....

 تنها داراییم غرورم بود

 که ان را هم تو شکستی

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 23:8
.................... بدون شرح ..................

با من دل بستی

اکنون از تو دورم به هر جا

بر یار دیگر نبندم دلم را

ای یار زیبا .......

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 22:54
خوش باور

تو که قصد جدای کرده بودی

خیال بی وفای کرده بودی

چرا با دل خوش باور من

زمانی اشنای کرده بودی

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 22:50
سیاهی

کاخ امیدی که برده بودم تا ماه

آه... آوار شد و برسرم ریخت

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 22:33
مزار . . .

بر سنگ مزارم بنویس آشفته دلی

خفته در این خلوت خاموش

بنویس او زاده غم بود و

در این گرد جهان گشته فراموش

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 22:19
وفا . . .

وقتی که غم از تو وفادار تر است

با اشک ندامتی که دارم چه کنم.......

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 22:9
و بدترین واژه ......انتظار.........!!!!!

                                              

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 20:26
واقعا

                                                  بدون شرح.......!!!!!!!!!!

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 20:8
فاصله . . .

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد



مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد



تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند



سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد



شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند



موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد



شدم در قدم دوری چشمان بهار گم



بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 17:8
باز هم باران . . .

باز باران می بارد

ولی ایا باران خواهد توانست خاطرات تو را بشوید

حتی اقیانوس ها هم نمی توانند خاطرات خوش با تو بودن را

از ذهن اشفته ام من پاک کنند

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 16:57

بی تو شبی تنها و بی فانوس خاهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد پایانم

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 13:36

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه من

بشکن غرور را ماه من بیرون بیا

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 13:32

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت

پروانه از این عشق فقط سوختن اموخت

فرق منو پروانه در این بود

پروانه پرش سوخت

ولی من جگرم سوخت

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 12:59

 

آموخته ام... كه زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

. آموخته ام... كه كوتاهترين زماني كه من مجبور به كار هستم، بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام
 
 دهم

آموخته ام... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي
 
 دهد كه در حال .بالا رفتن از كوه هستيم

آموخته ام... كه فرصتها هيچ گاه از بين نميروند، بلكه شخص ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب
 
 خواهد كرد
.آموخته ام... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم

.آموخته ام... كه لبخند ارزانترين راهي است كه ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داد

.آموخته ام... كه نمي توانم احساسم را انتخاب ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داد

.آموخته ام... كه نمي توانم احساسم را انتخاب کرد
 

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 20:0

اگه یه روز خواستی گلم یکی رو نفرینش کنی

بگو که مثل من بشه

درد جدای بکشه

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 19:50

با دست و دلی کبود عاشق شده بود

افتاد و شکست زیر باران پوسید

ادم که نکشته بود

عاشق شده بود

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 20:1
تنها

در غريبي ناله ها کردم کسي يادم نکرد ،

در قفس جان دادم و صياد ازادم نکرد،

ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود،

 آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد

. . .

 

ادامه مطلب

|+|
درد و دل BiKaSs در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 19:50